- هم بازی کن هم صاحب پول شو
- 3-ساختار هر رنگ و فرمول دستیابی به ترکیب مناسب
- 2-انواع مختلف طرح های رنگی و شیوه انتخاب آنها
- 1-چگونگی تشخیص و ابزار مناسب انتخاب رنگ
- هفت توصیه مهم برای بازی سازان مستقل
- یک طراح بازی موفق به چه توانایی ھایی نیاز دارد؟
- راه هایی برای تبدیل شدن به یک طراح بازی بهتر
- چطور مراحل بازیمان را طراحی کنیم؟
- تکنیک هایی حرفه ای برای طراحی مرحله
- سند طراحی و توسعه بازی
- unity2d
- جمعه 23 بهمن 1394 , 12:25
برای ساخت یك بازی به تنهایی نمی توانید تمام كارها را انجام دهید. بازیسازی یك كار تیمی است كه باید با همكاری چندین متخصص در زمینه های مختلف كار را شروع كنید. بزرگترین نكته مثبت در جمع آوری تیم، تعداد نفرات آن است. همیشه تعداد بیشتر بسیار مفیدتر خواهند بود. اگر فكر می كنید می توانید چندین كار و چندین قسمت بازی را به تنهایی انجام دهید، اشتباه كرده اید، چون كار تیمی باعث می شود توجه به جزئیات بالا رفته و از طرف دیگر خلاقیت هم بالاتر برود. از لحاظ فنی، در این صورت افراد بیشتری را دارید كه این باعث صرفه جوئی در وقت می شود و از لحاظی دیگر شما با چندین نظر و فرد مختلف كار می كنید كه هر كدام می توانند چندین ایده نو برای ساخت بازی داشته باشند. هر چند هزینه ها بالا می روند، ولی اگر سرمایه مناسبی دارید، بهترین بخش سرمایه گذاری، جمع كردن افراد بیشتر است. اگر سرمایه زیادی ندارید و در عوض تعداد محدودی افراد با استعداد دارید، می توانید با جذب كارآموز (Intern) علاوه بر تشكیل نفرات بیشتر برای تیم، آینده استودیوی خود را تضمین كنید.
قصد داریم در طی این سری مقالات چند قسمتی، چگونگی ساخت یک بازی موفق را با هر بودجه و در هر سبکی بررسی کنیم. در این مقالات از ابتدا و نحوه تشکیل یک گروه بازیسازی شروع می کنیم تا جزئیات کوچک پایانی. امیدواریم این سری مقالات سبب پیشرفت بازیسازی در داخل کشور شده و توانسته باشیم قدم مثبتی در این زمینه برداریم. برای ساخت یک بازی به تنهایی نمی توانید تمام کارها را انجام دهید. بازیسازی یک کار تیمی است که باید با همکاری چندین متخصص در زمینه های مختلف کار را شروع کنید. بزرگترین نکته مثبت در جمع آوری تیم، تعداد نفرات آن است. همیشه تعداد بیشتر بسیار مفیدتر خواهند بود. اگر فکر می کنید می توانید چندین کار و چندین قسمت بازی را به تنهایی انجام دهید، اشتباه کرده اید، چون کار تیمی باعث می شود توجه به جزئیات بالا رفته و از طرف دیگر خلاقیت هم بالاتر برود. از لحاظ فنی، در این صورت افراد بیشتری را دارید که این باعث صرفه جوئی در وقت می شود و از لحاظی دیگر شما با چندین نظر و فرد مختلف کار می کنید که هر کدام می توانند چندین ایده نو برای ساخت بازی داشته باشند. هر چند هزینه ها بالا می روند، ولی اگر سرمایه مناسبی دارید، بهترین بخش سرمایه گذاری، جمع کردن افراد بیشتر است. اگر سرمایه زیادی ندارید و در عوض تعداد محدودی افراد با استعداد دارید، می توانید با جذب کارآموز (Intern) علاوه بر تشکیل نفرات بیشتر برای تیم، آینده استودیوی خود را تضمین کنید.

بسیاری از استودیوهای خارجی با جذب افراد با استعداد و آموزش آن ها، در ادامه این افراد را به عنوان کارمند استخدام می کنند و مطمئن هستند که این افراد تحت آموزش های خودشان پرورش یافته اند. پس از گردآوری گروه خود، حال باید به فکر یک استودیو و یا محل کار باشید. بازیسازی صنعت کم خرجی نیست، پس این مخارج کاملا معمول و انکار ناپذیر هستند. شما هیچ گاه نمی توانید با یک تیم جدا از هم یک بازی موفق داشته باشید. باید یک محل کار پیدا کرده و با خرید سیستم های قدرتمند در واقع استودیوی خود را تشکیل بدهید. کار تیمی که قبلا توضیح داده شد، مستلزم یک مکان و گردهمایی است تا ایده ها و نظرت شکل بگیرند و مشکلات خیلی سریع تر و بهتر حل شوند. ایجاد جوی مناسب و دوستانه خیلی بهتر از جو جدی و خشک است. بازیسازی شغلی است که برای مردم سرگرمی و لحظات خوش خلق می کند. حال اگر جو و تیم سازنده پشت آن، فضایی سرگرم کننده و خوش نداشته باشند، ثمره آن ها هم کار زیبایی از آب در نخواهد آمد. این دوستی و نزدیکی باعث می شود کارمندان اشکالات خود را خیلی راحت با هم در میان بگذارند و هر کسی توانایی نظر دادن برای بهبود پروژه را داشته باشد. متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلاتی که در تیم های بازیسازی داخل کشور ما وجود دارد، این است که طراح می خواهد کمترین افراد را پشت ساخت بازی داشته باشد. این موضوع باعث مشکلات بسیاری می شود.

از آنجایی که یک بازی از جزء به کل شکل می گیرد، اگر این جزئیات کوچک را در نظر نگیریم، در نهایت پروژه کلی ما پر است از مشکلات جزئی که دست به دست هم داده و یک کوه از ضعف و ایراد را خلق می کنند. شما برای ساخت یک بازی مسلما به برنامه نویس نیاز دارید. خیلی بهتر است که این برنامه نویس ها بازیکنان خوبی هم باشند. متاسفانه برخی از بازیسازان کشورمان برنامه نویس ها و نابغه های کامپیوتری خوب هستند، ولی بازیکن خوبی نیستند. همین موضوع باعث می شود ما بیشتر یک دموی تکنیکی (یا با سطح پایین یا سطح بالا) داشته باشیم تا یک بازی کامل. درک گیم پلی و نحوه چیدمان داستان با آن و بسیاری از مسائل دیگر هستند که هنر بازیسازی را تشکیل می دهند، نه قدرت کارمندان در کد نویسی. سواد بازیسازی از هیچ راهی جز بازی کردن بسیار به دست نمی آید. این یک فیلم نیست و یا یک انیمیشن. بازی ها گیم پلی هستند و همین موضوع، بحثی بسیار پیچیده است که چطور می توان یک مخاطب را جذب گیم پلی و طراحی مراحل کرد. در مورد بخش گیم پلی و طراحی مراحل در آینده بحث های بیشتری خواهیم داشت. پس از تشکیل یک تیم برنامه نویسی، نوبت به طراح ها و یا به قولی Artistها می رسد. هر چند هر یک از این بخش ها زیرشاخه های فراوانی دارند که پیشه ها و افراد مختلفی می خواهند، ولی ما به طور کلی بحث را پیگیری می کنیم. مثلا همان تیم برنامه نویسی به تعداد بیشماری از جمله تیم برنامه نویسی برای هوش مصنوعی (AI) و یا برنامه نویس گرافیک و یا دوربین است.

شما برای ساخت پیش زمینه و تصویر اولیه خود نیاز به Concept دارید. باید طرح های خود را که از طراحی شخصیت ها، مکان ها، سلاح ها و… گرفته را جمع کنید تا بدنه اصلی بازی را تشکیل دهید و بتوانید طبق آن این طرح ها را به Artistها داده تا آن ها را پیاده سازی کنند. طراح Conceptهای شما هم باید با دنیای بازی ها آشنا باشد. اگر این طور نبود، تیم بازیسازی هم باید در این طراحی ها دست داشته باشد تا بالانس مناسبی بین ساختار فنی بازی با ساختار ظاهری آن ایجاد شود. به طور مثال باید Boss Fightهای شما چه از لحاظ ظاهری و چه از لحاظ میران چالشی که ایجاد می کنند، یکی باشند. این طور نیست که یک طرح ساده به یک Boss Fight پیچیده تبدیل شود. در طراحی سلاح ها هم چنین موردی مطرح است که میزان قدرت یک اسلحه از خصوصیات ظاهری آن متمایز نباشد. طراحی شخصیت اصلی هم بسیار مهم است، چون بازیکن (اگر یک بازی سوم-شخص داشته باشید) مدام در حال تماشای او است و اگر این شخصیت از ضعف های ساختاری برخوردار باشد، از همان ابتدا دل بازیکن را می زند. میزان و حدود فعالیت ها و قدرت های یک شخصیت باید با ظاهر او یکی باشد. مثلا ما در بازی God of War شخصی را مشاهده می کنیم که غول های بزرگ را می کشد و اجسام سنگین را با دستان خود تکان می دهد. اگر شخصیت اصلی ما فردی لاغر و به طور کلی با ظاهری متناقض باشد، حس همذات پنداری و باورپذیری آن شخصیت از بین می رود.

خصوصیات ظاهری و رفتاری شخصیت کریتوس (Kratos) کاملا با دنیای دیوانه وار و سنگین او سنخیت دارد و نتیجه یک ضد قهرمان محبوب در صنعت بازی است. تیم بعدی، تیم موسیقی و صداگذاری است. هیچ گاه نباید از موسیقی های آماده که قبلا در یک بازی و یا فیلم شنیده شده در بازی خود استفاده کنید. همین موضوع باعث بی اصل و بی هویت بودن بازی شما می شود و مسلما بسیاری از بازیکن ها این موضوع را به مسخره گرفته و توانایی شما را در بخش های دیگر بازی هم زیر سوال می برند. موسیقی یکی از مهمترین ارکان یک بازی است. موسیقی همانند یک فضاسازی و گرافیک خوب می تواند حس اصلی بازی و داستان را به بازیکن منتقل کند. بوده اند بازی هایی که بیشتر به خاطر موسیقی زیبایشان در ذهن ما باقی مانده اند و با شنیدن موسیقی های آن به یاد صحنه های مختلفی از بازی می افتیم. ساخت موسیقی در کنار نحوه استفاده از آن در بازی هم کار پیچیده ای است. چه بهتر است بازی را به آهنگساز نشان دهید و داستان و جو کلی و آن حسی را که می خواهید به بازیکن انتقال دهید را به او بگویید تا آهنگساز ارتباط نزدیک تری با بازی داشته باشد. نحوه به کار بردن موسیقی هم بحث های خود را دارد که در قسمت های بعد به طور مفصل در مورد آن توضیح خواهیم داد. صداگذاری هم یکی از قسمت های مهم یک بازی است که در کنار موسیقی در حقیقت محیط شما را تعریف می کند. استفاده از Sampleهای آماده و یا دست ساز با سطح صدایی بالانس شده و استاندارد، می تواند خیلی به واقعی شدن بازی کمک کند که این موارد هم در ادامه بحث خواهد شد. همانطور که گفتیم، این قسمت بیشتر به کلیت کار اشاره داشتیم و نمی خواهیم به ریزترین کارها تمرکز کنیم تا حوصله خواننده سر برود. مسلما برای شاخه های ذکر شده زیرشاخه های فراوانی وجود دارند که در طول پروسه ساخت یک بازی به نیاز آن ها پی خواهید برد. در این قسمت نحوه تشکیل یک تیم و چگونگی کار با آن ها را توضیح دادیم و در قسمت های بعد بیشتر روی ساخت خود بازی تمرکز خواهیم کرد.

برچسبها:
